انگار سال هاست که نخوابیده ام.............
انگار سال هاست که چراغ شبهایم را گرفته اند...........
انگار درونم پر می شود .... از تهی.
درکم کن.

خاطره های امروز من واسه هر روز تو! پس برو كه بريم!:
انگار سال هاست که نخوابیده ام.............
انگار سال هاست که چراغ شبهایم را گرفته اند...........
انگار درونم پر می شود .... از تهی.
درکم کن.

هستی . منم هستم. الآنت.
هستی . منم هستم. دیروزت.
هستی . منم هستم. پریروزت.
هستی . منم هستم. پارسالت.
هستی. منم هستم. دیگرت.
هستی. منم هستم. ک م ر ن گ.......

باز هم من ماندم و من ماندم و
یک فصل سرد و آسمان اشک و زشتی های ماتم ..........!
آدمک ها جدا جدا
نشانه ها بین من و تو بین ما
گاهی درست یا اشتباه
از این طرف تا انتها
فقط سکوت . سکوت . گاهی نگاه .......
صدایم کن! بخوانم! ناله ای سر ده!
خرابم کن! بشکنم! سکوتم ساز!
ولی دور کن غریبی را ز من......
الا ای شهر آشنا..........

نوروز خوبی داشته باشین.
شعر گفتن هدیه دادن از تو خواندن و نوشتن
هیچ یک بهانه نیست!
بهانه این منم که در میان چهره های کودکی
می خوانمت ....
...جستجویت می کنم.....
اکنون!
اینجا!
که ایستاده ام و منتظر تا بیایی.....
شاید......

خوشحالی های زورکی
دلگرمی های بختکی
هیچی ولم نمی کنه......
نگاه های یواشکی
ترسیدنه هول هولکی
نوشتن بی خودکی
هیچی ولم نمیکنه.....

وقتی حرف می زد وقتی می خندید وقتی بود....
قشنگ بود.
حتی گریه هاش!! دعوا کردناش!! اعصاب خوردی هاش!
قشنگ بود.
.
.
الآن نیست! هیچیش!!!
نه خودش
نه قشنگ
نه دوست داشتنی.

از صداها م ت ن ف ر م!!!
صداهایی که با خودشون همه چیز رو میارن......
صداهایی که خوشحال می کنن
ناراحت می کنن
دروغ می شن
زشت میشن
تاریک میشن
روشن میشن
محو میشن
محو میکنن..........
............
کاش همه جا تاریک می شد. ....
ساکتِ ساکت ................

اگه تو نتونی ببینی و من نتونم ببینم
یا اگه تو ببینی و من نبینم!
یا مثلا" من ببینم و تو نبینی!
یا اصن اگه همه ببینند و ما نبینیم!
بذار ببینم! به نظرت فرقی هم می کنه که کی ببینه و کی نبینه؟!!!
مگه اگه چشاتو ببندی خورشید طلوع نمی کنه؟!
یا بارون نمیاد؟!
یا آسمون قرمز نمیشه؟!
آره؟!
