تبليغاتX
دوست دارم بیق باشم نه بوق!

دوست دارم بیق باشم نه بوق!

خاطره های امروز من واسه هر روز تو! پس برو كه بريم!:

وقتی تنها شدی

تنهای تنها

تنها تر از همیشه ی زندگیت

یا به قوله  کوچولو توی منه بهتر از ما ت گیر کردی

...............................

تازه ارزشش برات معلوم میشه

می فهمی بزرگترین و بهترین و قشنگ ترینشو  داشتی و نمیدونستی.........

قدر خودتو بدون......!!!!

          

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 15  توسط یاسمن  | 

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام!  یه سلام گنده !  دلم برای همتون تنگ شده بود به چه گندگی!

 

بعد از کلی زحمات جهت  پر دادنه آبجی محترمه مکرمه موقره م........ و گذراندن دوران نقاهتی بس

طویل  به وطن مالوفه بازگشتیم! (لطفا" بوق نزنید!)

باور کنید خیلی کار سختیه! پروندن خواهر همچینم کار آسونی نیس!!!! مخصوصا" وقتی خواهر سرشار

از احساسات باشه و تو........ داشته باس احساسات تا کجا پیش رفته بود که صبح که داشتم بر

میگشتم خونه دستشو گرفته بودم داشتم با خودم می آوردمش!! ببین غیرت تا کجا!!!(لطفا" یقه هاتونو

 پاره نکنید!!)

ببخشید که یه عالمه به همه سر نزدم.دوری از تمدن بود و امکانات!!!

شاد باشید و شنگول و منگول و حبه انگور و از این صحبتا.

ممنون که به یادم بودید. ایشالا جبران کنم.فقط نه تو عروسی!!!

                          

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 16  توسط یاسمن  |