می گفت از گفتن خوشم میاد.
میگفت دوست دارم بگم.
دوست دارم فقط بگم.هی بگم.
میگفت بگو!! چرا نمیگی؟؟
چرا می ترسی که بگی؟ چرا همه میگن و تو نمیگی؟؟
میگفت از گفتن نترس.
میگفت بگو تا اونا هم بفهمن که تو هم میتونی بگی.
میگفت باید همیشه گفت. نباید سکوت کرد.
باید گفت.
باید همه چیو گفت.
میگفت ساکت نشین.
اگه تو نگی اونم نمیگه.
اون یکی هم نمیگه
اصن دیگه هیشکی نمیگه.
هیشکی هیچی نمیگه.
اونایی هم که میگفتن دیگه نمیگن.
یا دیگه نمیذارن که بگن
بگو
منم میگم
بذار بگیم تا همه بگن.
بگو
فقط بگو
...........

+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 10  توسط یاسمن
|

