|
... فهمیدم
|
|
|
من فهمیدم!!
تمام آن چیزهایی از خودم را
که گم کرده بودم در تو.....
من فهمیدم!!
تمام آن چیزهایی که قرار ساعت ۴ مان را
ساعت ۱ شروع می کرد...
من فهمیدم!!
تمام آن چیزهایی که پیدا بود در تو
که پنهانش می داشتی از من....
من فهمیدم!!
تمام آن چیزهایی که می خواستم از تو
که ساخته بودی شان برایم...
من فهمیدم!!
هرچند خیلی دیر...
هرچند جایی که دیگر فهمیدن لازم نبود...
اما!
فهمیدم.همه را. من.

|
|
|
|
| |
|
کاش...
|
|
|
ای بی تو با تو بودن را تجربه!!
ای لحظه ها با تو و ساعت ها بدون تو!!
ای که با تو زندگی می کنم
در حضورت " آنجا"
در خلوتم "اینجا"
ای شاهد شمع زندگی من!
سوختنم را.دوست داشتنم را.زندگی ام را. آب شدنم را.
ای که دوستم می داری و دوستت می دارم و دوست داشتن را می خواهیم نه برای تجربه.نه برای امروز.نه برای فردا.
دوست داشتن را می خواهیم برای هر روز.برای لحظه های با او و ساعت های با او.برای حضورم و حضورت و خلوت های بی حضور.
......
درکم کن...

|
|
|
|
| |