|
دلم...
|
|
|
دلم برای روزهای خوش تنگ شده.
دلم واسه خبرهای خوب تنگ شده.
دلم برای یه دل سیر گریه کردن تنگ شده.
دلم واسه هیچی تنگ شده.
دلم خیلی پُر ه.
دلم دیگه جا نداره.
دلم درد می کنه.
دلم بهونه گیری می کنه.
دلم گرفته.
دلم هیچی نمی خواد.
دلم خراب شده.
کاش می شد دل یدک خرید.
کاش می شد دل رو انداخت دور یه دونه نو شو خرید.
کاش می شد ...
کاش می شد دل نداشتم.

|
|
|
|
| |
|
تا به کی؟
|
|
|
:
ما از این هستی ۱۰ روزه به تنگ آمده ایم
وای بر خضر که زندانی عمر ابد است
پ.ن.۱: قشنگ بود. دوست داشتم.
پ.ن.۲: نمی دونم چرا جدیدا بد جوری احساس پیری می کنم!!! احساس می کنم خیلی کمرم خم شده!!! صورتم هم پر از چین و چروک!!! اولین باره که این حس رو دارم! انگار دیگه کاری برای انجام دادن ندارم!!! موندنم از این به بعد بی خوده!!! دارم وقت خودم و خدا و دیگران رو تلف می کنم!
پ.ن.۳: نمی دونم چرا!!! نپرسید!
|
|
|
|
| |
|
:؟:
|
|
|
به نظرت قیمت یه آدم چقدره؟
با چند تا برگه ی سبز تا نخورده میشه فروختش؟
رفاقت و معرفت چقدر می ارزه؟
فی خنجر از پشت جدیدا چقدر شده؟
بیچاره اونایی که به خاطر خرید و فروش آدم ها شکسته شدن. خرد شدن. له شدن. کشته شدن. فروخته شدن. رفتن.
|
|
|
|
| |
|
و تمام.
|
|
|
نمی دانی چقدر سخت است
وقتی حرفهایت وقتی صداهایت وقتی نگاه هایت در درونت بسته شده باشد.
چقدر سخت است
وقتی راز هایت وقتی زمزمه هایت وقتی لرزه هایت در وجودت زندانی شده باشد
چقدر سخت است که اینگونه رها شوی:
سنگین. فشرده. شکسته.
و تنها.
در ارتفاعاتی به بلندای دردهایت و در دره هایی به گودی سکوت.
و هیچ نتوانی گفتن.

|
|
|
|
| |